تبليغاتX
باشد فردا - چشمانم مزخرف مي بينند





چشمانم مزخرف مي بينند 



امروز كه در خود هستم ،
حجم ِ فردا را نمي بينم

در خود ، خودگردي هستم
كه ديگران مرا نمي
شناسند
شايد فردا ها ما را
بشناسند،از آنِ ما
باشند
امروز دلگيري ِ بغضي
هستيم در گلوي ِ زمان ،
ما را مي راند شايد تا
لمس ِ نبودن ها
امروز تلخم ، اما با
تلخي زاده نشدم
پدر ِ دنيا مرا با بوسه اش آفريد اما من راه ِ
گريز را رفتم
گريز از ابتدايي به
آنجايي كه انعكاس ِ
انساني نيست
من راهي رفتم كه ديدم ،
كه ديدم :
چشم ها فقط مزخرف
ميبينند
من هنوز در باوري هستم
كه با دستان ِ بي نبضم ،

بر سپيدي ِ كتاب ِ
نخوانده اش نوشتم :
واي ...چشمانم مزخرف مي بينن
نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |