باشد فردا
|
|
یک دقـــــــــیقه هرروز صبح یک دقـــــــــیقه وقت برای خودتون کنار بگذارید ، بنشینید و فکر کنید یک دقـــــــــیقه وقت بگذارید و کار کوچکی برای ارج نهادن به خود انجام دهید یک دقـــــــــیقه وقت بگذارید و برآن شوید که امروز را از افسوس های گذشته و دلواپسی های آینده پاک کنید یک دقـــــــــیقه وقت بگذارید و فکر کنید یک مورد نگران کننده تا چه اندازه ارزش غصه خوردن و تنش عصبی داره یک دقـــــــــیقه وقت بگذارید و نگذارید که چیز های کوچک شادمانی شما را بر هم بزند یک دقـــــــــیقه وقت بگذارید و اثرات حرف های غیر منصفانه را از بین ببرید یک دقـــــــــیقه وقت بگذارید تا از افکار منفی خلاص شوید یک دقـــــــــیقه وقت بگذارید و تجربه ای لذت بخش را به خاطر آورید یک دقـــــــــیقه وقت بگذارید تا به تمدد اعصاب بپردازید یک دقـــــــــیقه وقت بگذارید و تصمیم بگیرید که از هیچ کس انتظار تشکر نداشته باشید یک دقـــــــــیقه وقت بگذارید و بر آن شوید که اجازه ندهید کسی در شما احساس حقارت به وجود بیاورد و بلآخره آخرین دقـــــــیقه روز خود را به این اختصاص دهید که تصمیم بگیرید به هیچ وجه در مورد آنچه دیگران ممکن است درباره شما بگویند یا فکر کنند نگران نباشید
نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
""" سه ره پیداست نوشته بر سر هر یک بسنگ اندر حدیثی که ش نمی خوانی بر آن دیگر نخستین راه نوش و راحت و شادی به ننگ آغشته اما ، رو به شهر و باغ و آبادی دو دیگر : راه نیمش ننگ نیمش نام اگر سر بر کنی غوغا ، و گر دم در کشی غوغا سه دیگر : راه بی برگشت ، بی فرجام من این جا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان "هر جا" آیا همین رنگ است مهدی اخوان ثالث " م- امید " نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
چطوری از تلفن استفاده کنیم ؟ Are you all alone? آیا تنهایی ؟ Well go to the phone خب برو سراغ ِ نلفن Now think of some numbers حالا به چندتا شماره فکر کن From one to nine-! از یک تا نُه...! That’s fine. عالیه Now dial them all. حالا همة شماره ها رو یکی یکی بگیر ، (You’re making a call !) ( داری به یکی زنگ میزنی ) Now wait till somebody answeres, حالا صبر کن که یکی گوشی رو برداره ، Then… بعد ... Splickety – lick Hang up quick! برقی گوشی را بگذار زمین ! Then sit for a while بعد چند دقیقه بنشین And have a smile… یه لبخند بزن And start all over again! و بعد دوباره از اول شروع کن ! “Silverstain, Shel “ " شل سیلور استاین " نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
راه گم کرده
زمان می گذرد ، همچون برق همچون باد من مسافر ِ زمانم در این ناکجا آباد کاش می دانستم ، سرای ِ باقی کجاست !
نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
یه پیشنهاد . . . . . هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده، حتي اگر کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده .. عشق را تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري .. اينو بدون که اگر کسي وارد زندگيت شد و گذاشت و رفت علاوه بر اينکه يه خاطره به جا ميذاره ميتونه يه تجربه هم به جا بذاره نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
فواید پاره آجر روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود باسرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت . ناگهان ازبين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخوردكرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديدكه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و اورا سرزنش كرد.پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبورمي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادرپسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد. در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوندبراي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبورمي شود پاره آجربه سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه !نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
بدرود برا زیستن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد ، قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند ، قلبی که بپذیرد قلبی که بگوید ، قلبی که جواب بگوید قلبی برای من ، قلبی برای انسانی که من می خواهم تا انسان را در کنار خود حس کنم انسانی که مرا بگزیند انسانی که من او را بگزینم انسانی که به دست های من نگاه کند انسانی که به دست هایش نگاه کنم انسانی در کنار من که به دست های انسان ها نگاه کنیم انسانی در کنارم ، آینه ای در کنارم تا در او بخندم ، تا در او بگریم . . . . . کنار من قلبت آینه ای نبود کنار من قلبت بشری نبود !! الف- بامداد نوشته شده توسط | لینک ثابت | موضوع: |
|
|